رباعی

یکباره چه شد؟ چرا فضا ریخت به هم؟

برنامه ی من باز چرا ریخت به هم؟

از بس که سریع صحنه را ترک نمود

اوضاع رباعی مرا ریخت به هم

***

نه حوصله ی قصه شنیدن دارم

نه بال از این قفس پریدن دارم

از باغ قشنگ چشمهایت اما

دائم هوس ستاره چیدن دارم

***

لبخند تو دیشب چه تماشایی بود

چشمت که نگو! آخر زیبایی بود

شب خوب شروع شد ولی می دیدم

آبستن یک عالمه تنهایی بود

 

احسان محبی

/ 4 نظر / 20 بازدید
ahmadi

با سلام وب سایت مجتمع تجاری آفتاب راه اندازی شد لطفا در لینک خود قرار دهید. با تشکر

رسول

لذت بردیم خاله زا

رضا طبیب زاده

سلام رباعی های زیبایی بود. البته آخری رو بیشتر دوست داشتم. توی رباعی اول به نظر میرسه سطرها تکرار همدیگه بودند. رباعی دوم یک عاشقانه صرف توی فضای رمانتیک بود و بعد برجسته شعریش تنها احساس بود. توی رباعی آخر اما در کنار زیبایی های سطحی با خورده روایت رو به رو هستیم که این نقطه قوت کار هست. پیروز باشید.

یاس

ترشی نخوری چیزی میشی