چند شعر از هومن هویدا

از تو

دلبری گذشته است

از من دلشدگی

پا به پای هم پیر شدیم

و از آن همه روز

چیزی نمانده است

جز زیبایی تو

و رسوایی من

 #######

تو طشت زرینی

در گوشه ی حیاط

دریغا خاک کهنه ی ساسانیان

تو را قیمتی  نکرده است

و من

بی جام باده و کوزه ی شراب

خیامم

فیتز جرالد من

هنوز از مادر نزاده است

######

در سال قحط

که آسمان نم پس نمی دهد

و زمین رطوبت نمی بیند

امید همه ی کلا غ ها

به موهای جو گندمی من است

در مزرعه ای

که مترسک شده ام

/ 4 نظر / 18 بازدید
مدینه

سلام و سال نو بر شما نیز مبارک. پیروز و سربلند باشید[گل]

ج.ش

سپاس جناب هویدا . بسیار زیبا بود و دلنشین . راستی عیدتان هم مبارک . . . به امید خواندن شعرهای بیشتری از شما در سال جدید.

شیرین (کاشان)

قشنگ بود اما مثل قبلی ها نیست پیروز باشید

نسیم زرین دشت

تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سكوتی بر دنیا حاكم میشد ... ..... وبلاگ نسیم زرین دشت