سمت غم

خیال مرا خیس و تر کرد و رفت

از احوال دیروز بتر کرد و رفت

 

همان باد کز سمت غم می وزید

مرا بیشتر به در کرد و رفت

 

هنوز خیس و خالی هنوز مضطرب

اگر مانده بود و اگر کرد و رفت

 

در این حیرتم چون خدای کریم!

درون دلم چون اثر کرد و رفت؟

 

توان من و شعر من عمده بود

فقط با نگاه مختصر کرد و رفت

 

تمام قد و قامتم شاخه شد

سرو دست خود را تبر کرد و رفت

 

همین که نوشتم قناری ! بخوان

زچاک غزلهام پر کرد و رفت

 

هومن هویدا

/ 8 نظر / 10 بازدید
سلام

سلام به تو بيا تو فارم فا دات کام به پرو فايل من هم توش سر بزم مهســـــــــا منتظرم

روزمزد

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه، خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد! فاضل نظری

روزمزد

از تنگنای هستی چون مو عبور کردیم غمنامه های بیمار یک یک مرور کردیم رخ سوی وادی رنج توسن صفت براندیم بی آن که مات گردیم آسان عبور کردیم فرزین و شاه و بیدق ماندند از تکاپو تنها و با توکل زین ره خطور کردیم در عالم طبابت عیسی تر از مسیح ایم او مرده زنده می کرد ما خود به گور کردیم از گردن و رگ ما نزدیک تر به ما بود با ذکر هو و یاهو خود را چه دور کردیم کوری عصای خود را بخشید بر بصیری ما با دو چشم بینا معکوس کور کردیم در پیش روی خورشید کردیم شمع روشن تاریک بود دلها انکار نور کردیم موسی و طور سینا دل بود و سینه ی ما از خویشتن بردیم تا رو به طور کردیم تار ظریف مویش در چنگ و دست ما بود با تار و چنگ افسوس آهنگ شور کردیم کردیم سجده شرک بر خاک آستانش تا بندگی حق را از بهر حور کردیم گفتیم گر ببینیم گوییم درد غم را دیدیم و از بیانش شرم حضور کردیم

مدینه

وبلاگ خوب و فوق العاده ای دارید. فکر کنم از این به بعد بیشتر سر بزنم. که بتونم سر فرصت بخونم شعرهای زیبای دوستان زرین دشتی را[گل][گل]

آسیه رضایی

سلام به آقای هویدای عزیزممنون از اینکه گذری به کمی پشت سر و به غزل انداختید...چه بسیار غزلواره به خود بالیده...اما چندتا نکته که ضمن اینکه تبریک میگم بخاطر غزلتون،حس کردم که منتقل کنم و شاید هم من اشتباه میکنم بنابراین منو تصحیح کنیدالبته خودتون که بهتر از من میدونیدکه تو غزل نمیشه نوشت "بتر"اگه ما بخوایم کلمات رو شکسته بکار ببریم یاوارد مقوله ی ترانه شدیم و یادیگه همه کلمات رو باید شکسته بگیم حالا اینجا اگه بگیم بدتر کرد دیگه مشکل وزنی پیدا میکنه.مرا بیشتر به در کرد و رفت..تو این مصرع فکرکنم آقای صارمی وقتی داشته تایپ میکرده یه هجا رو جا انداخته برا همین مشکل وزنی داره..فعولن فعولن فعولن فعول...مثلا میشه گفت مرا از هوایت به در کرد و رفت... تو بیت بعدی دو بارکلمه ی هنوز بخاطر اینکه تلفظش سنگینه و تو این وزن جاش کمه ،خوندن این مصرع رو ترانه ای میکنه.نگه بهتر از نگاه هست تو مصرع بعدمثلا :فقط یک نگه مختصر کرد و رفت...

آسیه رضایی

البته آقای هویدای عزیز من در واقع دارم شاگردی میکنم و دروسی که شما بهم دادید رو مرور میکنم و پس میدم و میدونید که غرضی جز این نیس،البته که اشعار سپید شما واقعا عالیه،حتی تو تهران من اینهمه انجمن میرم کمتر کسی رو به مهارت شما میبینم توی سپید،اما مثل بعضی افراد نمیگم که فقط سپید بگید چون پرنده ی احساس اهلی نیست و هرجا دلش خواست میپره گاه بر بیشه ی غزل و گاه بر دریای سپید...امیدوارممثل همیشه موفق باشید و منتظر غزلهای زیبای بعدیتون هستم.

javad-shakeri

salam shere zibaee boud movaffagh bashi

ج.ش

سلام.شعرتان را به گوش جان نیوش کردم.مرغ دلم همچون قناری غزلتان از چاک سینه ام پر کشید و رفت به سرزمین اساطیری نغمه ها و نجواها. نگران قناریتان نباشید . با مرغ دل من هم آغوش شده اند و این ترانه را می خوانند : خیال مرا خیس و تر کرد و رفت از احوال دیروز بتر کرد و رفت همان باد کز................. ...........................