رباعی

من خشت و کلوخ بم، اما تو...

یک ساغر پر ز غم، اما تو...

من تلخ و کدر، سراپا خسته

خاشاک اسیر یم، اما تو...

****

در کوچه صدای پای شب می آید

با آتش خشم میر غضب می آید

این جیم جنم که حلقه شد در دستم

از آتش آه بولهب می آید

****

با بار کجی فتاده در بستر عمر

پیچیده چو خفتکی بر او چمبر عمر

هربرگ که می خورد ورق دفتر او

هی گریه و هی مچاله این دفتر عمر

 

علیرضا صارمی

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zvs

بیان ازاد زرین دشت

نیمکت2007

دوست عزیز باید عرض کنم که خیلی خود خواهانه و خود جوش شما جزء لینکهای نیمکت2007 قرار گرفتید

نیمکت2007

با خوب خنثی بروزم ممنوم که سر میزنی

لوکس مارکت

وب خوبی داری من مدیریت فروشگاه سریال لوکس مارکت از شما دعوت میکنم که به فروشگاهwww.loxmarket.blogfa.comحتما سر بزنید همه سریالهای ایرانی و خارجی و کره ای با قیمت های باور نکردنی داخلش هست حتما سر بزنید پشیمان نخواهید شد.

رسول امیری

سلام!به روزم با ابرو گندمی و منتظر حضورتون

از وقتی شعرای بابای من نیست تو وبلاگتون جذابیتشو از دست داده موید باشید