هست و نیست

بهشت سیب داشت

اجازه نبود

اینجا اجازه هست

سیب نیست!

طفلک مادرم

       چقدر سیب دوست داشت.

 

مهدی شبانی نژاد

/ 8 نظر / 7 بازدید
محجوب

زیبا بود اما بنظر من: بهشت سیب داشت درک نداشت! مگر ما به نهی او توجهی کردیم؟ اینجا شاید سیبی نباشد! اما درک سیب را مزه مزه میکنیم... چه زیباست درک "شجره سیب"! کار ما شاید اینست که "پشت دانایی اردو بزنیم...."

رضا طبیب زاده

سلام مطالب جدید وبلاگ رو خوندم. ممنون از زحماتی که میکشید. انشاالله این وبلاگ به طور مستمر به روز باشه. حتما برای نظر دادن درباره شعرا بر میگردم. فعلا فقط لذت بردم. پیروز باشید.

رضا طبیب زاده

سلام خوشحالم که اینجا باز به روز شده. مطالب رو خوندم و لذت بردم. امیدوارم این وبلاگ به طور مستمر به روز باشه. انشاالله سر میزنم و نظر میدم. پیروز باشید.

الف انوشه

شبانی عزیز کوتاه و دلنشین بود مرسی

رسول

سلام !بااحترام دعوتید به خوانش و اظهار نظرسه کار کوتاه:"جنون مقدس و..." شعرغمگینی خواندم

f askari

ادم به خاطر یه سیب اومد زمین ولی با دو سیب میره(معسل) اسمون

یاس

ابرو شاعرا بردی

صدیقه باقری

سلام این شعر رو دوست داشتم خصوصا این قسمتش: اینجا اجازه هست، سیب نیست، طفلک مادرم... به من هم سر بزید و برای شعرهای جدیدم نظر بگذارید.سپاس.