رباعی

کاش می شد سرنوشت از سر نوشت

اندکی تاریخ را بهتر نوشت

پشت بام خانه ها را ماه کاشت

داستان را گونه ای دیگر نوشت

****

بی تو دنیا به سرم آوار است

سهم من از تو فقط آزار است

بس کن آزار دگر کز کارت

قلب کم طاقت من کم کار است

****

کار ما از گریه بالاتر گرفت

جای آجر بر سر ما خورد خشت

هر که را گفتیم حال خویش گفت

سرنوشت است سرنوشت است سرنوشت

 

شبانی نژاد

/ 2 نظر / 15 بازدید
امین

مدارا کن تمامه خستگیمو .. مدارا کن بری مغلوب میشم بدم باید بدی هامو ببخشی .. مدارا کن دوباره خوب میشم تو این روزای تکراری هنوزم .. خیالت فرصت دیوونگیمه تو می تونی منو از نو بسازی .. تو که فکرت تمامه زندگیمه

الهام صالحی

باسلام. وبلاگ پر محتوایی دارید. به وبلاگ کانون ادبی سپیدان هم سر بزنید