با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

نیرنگ
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٦ 

تو گل گلاب میفشان که کوچه دلتنگ است
هزار گرگ کمین است و سینه ها سنگ است
کجایی ای همه خوبی که سخت بیمارم
دلم به وسعت دریا برای تو تنگ است
هر آنچه گفته ام سخن از عشق پاک تو باشد
قبول کن سخنم چونکه فاقد زنگ است
برای خستگی دل سروده ام که بیایی
خدای داند و من این ترانه بی رنگ است
اگر چه من به نوای محبتی نخری

ولی به یاد تو دل با دو دیده در جنگ است

به همرهان من بی کس غمین تو بگو

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

نه هر کسی سخن عشق گفت عاشق شد

حنای هر که دغل می کند چه بی رنگ است

برو به خلوت بیگانگان ولی تو بدان

رخم زهجر تو ای مه چنین پر آژنگ است

ز من مخواه که سخن فاش تر از این گویم

فریب چرب زبانی مخور که نیرنگ است

 

                                          غلامرضا دبستانی