با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

سراب
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ بهمن ۱۳۸٦ 

آرزویم در سرابی پوچ و واهی آب شد

صبح فردایم اسیر عشوه ی مهتاب شد

جور شب بربود تاب از این دل بی تاب من

مردم چشمم به دیدار فلق بی تاب شد

همچو نیلوفر همه هستی بگستردم بر آب

ریشه ام پوسیده در آن رخوت مرداب شد

در رسای موج گشتم مرغکی طوفنده بال

شهپرم مغلول حکم ورطه ی گرداب شد

شور آزادی سرودم در غل و زنجیرها

دفتر شعرم نشین چکمه ارباب شد

میزبان شه رگ آزادی ام زالو رخی

از تنم خونابه خورد و هستی ام خوناب شد

باورم در مسلخ ناباوران مصلوب گشت

کام عطشانم به دریای عطش غرقاب شد

گفتم ای دل هجرتی آغاز کن بر خاک خود

آمدم اما دلم شرمنده از احباب شد

همچو تنها سالها در آرزویی بس عبث

روئیت آزادی اندر لحظه های خواب شد

 

علی اکبر اسدی


کلمات کلیدی: اشعار اکبر اسدی