با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

بام آرزو
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٦ 

چرا به خانه دلم گلم نظر نمی کنی

 

به سرزمین قلب من چرا سفر نمی کنی

 

حبیب و ای طبیب من ای زازل نصیب من

 

تو خاک بی کسی من چرا به سر نمی کنی

 

منی که مرده تو و عاشق سرسپرده تم

 

زچه من شکسته دل زخود خبر نمی کنی

 

من ار وفا بدم تو را یا که جفا بدم تو را

 

چرا تو جامه جفا ز تن به در نمی کنی

 

بیا و جان من ستان ولی دمی به من بمان

 

از این معامله تو جان هیچ ضرر نمی کنی

 

اگر خطر بدم تو را در ره عشق و عاشقی

 

بگو به من چرا تو گل ترک خطر نمی کنی

 

مگر زمن چه دیده ای و یا که چه ، شنیده ای

 

که در خیال من تو جان دمی گذر نمی کنی

 

تو ای کبوتر صفا، قشنگ، خو ب ، با وفا

 

به بام آرزوی من چرا تو پر نمی کنی

 

غلامرضا دبستانی