با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

دریای طوفانی
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ دی ۱۳۸٦ 

نهان در زیر خاکستر چه آتش های پنهانی

 

منم با آه همبستر به چاه سینه زندانی

 

گرفته دامن قلبم غم و اندوه بی پایان

 

شرار از سینه می خیزد که ما را نیست درمانی

 

به بحر دیده گردابی تلاطم می کند امشب

 

نمی دانم چه می خواهد زجانم سیل ویرانی

 

میان موج هایل شد جهان در چشم کشتی بان

 

امید ساحلی نبود در این دریای طوفانی

 

تو را کو آن خودآرایی که با عشاق می کردی

 

مگر زان عهد و پیمانمت دگر جانا پشیمانی

 

بتاب ای روی مه آرا، فروزان کن شبستانم

 

خدا را ماه من امشب چرا سر در گریبانی

 

رخ غمدیده آتش گون زاشک دیده می گردد

 

عجب بین آب و آتش را که دارد پیر کنعانی

 

مقام شب نشینی را حریفان در نمی یابند

 

غنیمت دار این دولت که شاید باز نتوانی

 

جمال و جاه را گفتم که چند از خویش مغروری

 

چو باد فتنه برخیزد نه من مانم نه تو مانی

 

خدا را ای حبیب امشب مرا صبریست بی طاقت

 

کدامین قصه می گویی که هیچش نیست پایانی

 

 

علی محمد ظهرابی