با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

غزال غزل
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٦ 

عمری غزلم بودی و دیریست غزالم

ای شوخ ستمگر که شکستی پر و بالم

در باغ خیال که دگر بار شکفتی

کزداغ تو پژمرد دگر باغ خیالم

تا ناز نگاه تو بود فتنه دلها

با دیده ی خونریز تو در جنگ و جدالم

در بستر نقصانم و از هجر تو گریان

شمعم که نسوزد دل پروانه بحالم

امروز بیا تا به تماشای تو خیزم

فردا ندهد گردش ایام مجالم

ترسم نشود مهلت دیدار و بمیرم

ای آرزوی دیده و دل ، ساز حلالم

دور از مه روی تو پریزاد من اینجا

در بند غم و غصه و اندوه و ملالم

پاک از غم دنیای دنی کرد دلم را

آن رفته که آمد دم آخر به وصالم

 

علی محمد ظهرابی