با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

رباعی
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱ 

من خشت و کلوخ بم، اما تو...

یک ساغر پر ز غم، اما تو...

من تلخ و کدر، سراپا خسته

خاشاک اسیر یم، اما تو...

****

در کوچه صدای پای شب می آید

با آتش خشم میر غضب می آید

این جیم جنم که حلقه شد در دستم

از آتش آه بولهب می آید

****

با بار کجی فتاده در بستر عمر

پیچیده چو خفتکی بر او چمبر عمر

هربرگ که می خورد ورق دفتر او

هی گریه و هی مچاله این دفتر عمر

 

علیرضا صارمی


کلمات کلیدی: اشعار علیرضا صارمی