با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

... می ترسد
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠ 
شب است و چلچله از وقت خواب می ترسد

نگاه پنجره از آفتاب می ترسد

شب است و مسئله های نگفته بسیار است

و در برابر پرسش جواب می ترسد

در این صراحی شب، کام تشنه ی خورشید

ز دام خفته پس از هر سراب می ترسد

ز چشم فاجعه دیده چه آرزو داری

نگاه پر ز تب و اضطراب می ترسد

ستاره از شب و ماه از درخشش خورشید

و آسمان بلند از سحاب می ترسد

ز سطح روشن دریا نگاه خود بردار

که چشم تار من از عمق آب می ترسد

چنان حواله ی عشق را به دارها دادند

که نغمه های گلو از طناب می ترسد

آسیه رضایی


کلمات کلیدی: اشعار آسیه رضایی