با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

چند رباعی
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٦ 

گفتم که بیایم و سلامت بدهم

صد گونه نیاز دل به نازت بدهم

با شوق زیاد و چشمی پراشک

گفتی که نیا که من جوابت بدهم

¤¤¤¤¤¤¤¤¤

دنیا همه سر به سر خیال است و خواب

جز خوردن خون دل و آنهم که عذاب

کردم سفر شهر به شهر کوه به کوه

آخر چه نصیبم شده جز چشم پرآب

¤¤¤¤¤¤¤¤¤

در خال لبت دوست خدا می بینم

هر لحظه به شکل تازه ای جدا می بینم

در چشم من ای دوست چنان جا کردی

هر قطره اشک می شکافمش تو را می بینم

 

غلامرضا شرفه


کلمات کلیدی: اشعار غلامرضا شرفه