با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

نارنج
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠ 

پدرم می گفت

این راه نرو

ازروی خاطرات ترد تره

از روی خواص کرفس وکاهو

ماشین لیز می خورد

مقصد خطرناک است ومنزل بعید

تو باید صبر کنی

تا بامداد سر برسد

تا فروغ فراغت خاطر پیدا کند

یا از پس پرده ی شب

آتشی مسیر عبور باد را

برای تو واگوید

پدرم گفت برگرد

مافقط به یک صالحی محتاجیم

بچه که بودی

نارنج را فقط برای ترازو می خواستی

گاهی هم کفه ات پارسنگ بر می داشت

اسمت علی نیست

ولی تو می توانی عین عدالت باشی

در نگاهت می خوانم

خواب سیاه زغال و

سفرنامه ی سفید برف را

فقط برای شاعران بگذار

که وقتی از همه جا رانده می شوند

به رویاهای بیداری تیر و تربچه متوسل می شوند

تو از صنوبر

به سین سهراب و

از فراعنه به فهم فروغ نخواهی رسید

ما به قدر شاعرشدن کلمه نداریم

واژه داریم

ولی حیف است

معمرقذافی در گوشه ی شعری بنشیند

وخون از طرابلس بچکد

فعلن اجازه بده

عربها کارشان را بکنند

حسنی مبارک بمیرد

بن لادن برقع اش را بردارد

راز مرگ بی نظیر بوتو روشن شود

اوباما پیام نوروزی اش را

به زبان فارسی بگوید

بعدن فرصت هست

چاقو را بردار و

برو نارنجستان

 

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا