با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

مکالمه
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ 

یک حس و حال تازه به من دست داده است

انگار من سواره و دنیا پیاده است

آخر! دل از دو راهی منطق عبور کرد

یک گام پیش روی من، احساس، جاده است

با تو بدون واسطه من حرف می زنم

هر چند این مکالمه ها رخ نداده است

دیگر غرور کاذب هر روز با تو نیست

لبخند بر لبانت و خلقت گشاده است

یادی نکردن از تو دوباره چه سخت شد

با یاد تو ادامه این راه ساده است

تفرین من به باده و لعنت به بنگ باد

از بس که هر چه می کشم از بنگ و باده است

 

                                                                احسان محبی


کلمات کلیدی: اشعار احسان محبی