با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

نجوا
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٩ 

به این تیهو

که بر کنار می خواند

مشت وا شده ی شما را خوانده ام

خدا

فقط بهانه ی دوزخ و برزخ نیست

فرصتی است مناسب

تا خودت کلاه را قاضی کنی

که چرا ابراهیم ها

به بهانه ی بهشت

پسرانشان را بر ترانه ی رود ذبح کردند

قبول دارم که باد

گاهی توفان می خورد

و خاک

آدمی را می بلعد

اما آنچه می ماند

نجواهای شبانه ی پیرزنی است

که پسرش را در جنگ کشته اند

و آسیاب های شهر ماست

که هیچ کس

نوبت را رعایت نمی کند

تو هم می توانی

چمدانت را بتکانی

قید حور را بزنی

و با من به جنگ کلماتی بیایی

که لغت نامه ها را سنگین کرده اند

و سالی یک دفعه هم

در ترانه ای پیدایشان نمی شود.

 

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا