با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

... نشد
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩ 

گفتم سفر ز این هوا کنم نشد

ترک فضای غم فزا کنم نشد

دیدم سپید خون دمیده بر خانه

ماندم که دین خود ادا کنم نشد

بستم گریز پا ز هر در و درگه

شاید که جانکم فدا کنم نشد

شستم به آب دیده خاک خونینش

صحنش به پاکی دریا کنم نشد

گفتم ز هم گسسته مامن دیرین

جایش ز خشت نو بنا کنم نشد

خوردم ز خوان شبش، حسرت فردا 

صبح سپیده تماشا کنم نشد

بردم هوای دل ز اوج بگذشته

تا جان ز دام غم رها کنم نشد

رفتم به سوی دلی به کوی شکییب

دردم به چاره مداوا کنم نشد

جستم به بلندای قله فریاد

باری که خدا را صدا کنم نشد

 

اکبر اسدی

 


کلمات کلیدی: اشعار اکبر اسدی