با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

شب
ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٩ 

این شعر در تاریخ 15/4/87  بر اثر تعطیلی کنسرت موسیقی ارف (کودکان) توسط رئیس  اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان زرین دشت سروده شده در حالی که  دعوتنامه توسط انجمن موسیقی صبا برای خانواده ها پخش شده بود و خانواده ها در حیاط اداره برای حضور در سالن آماده بودند  درب سالن هیچگاه برروی آنان گشوده نشد.

بی تپش نبض زمین از ریزش آوار شب

عرصه ی فرهنگ ما هم خسته و بیمار شب

خرد و اندک گرم و تیره چشمه ی آب حیات

قتل شهر شاد من از چرخه ی پرگار شب

تاپ و تاپ تنبک و بیداری خفاش شب

قفل بر اندیشه و دستان خونین بار شب

خرده شیشه دارد این تقویم روی میز من

کام او چون زهرمار از تلخی خودکار شب

رستم و سهراب ده با حجمه ای از تل خاک

خفته اند در بستر و حافظ مرا هوشیار شب

تیر او اندر کمین گردش تار صبا

از سرشت و باطنش شب هم شود سربار شب

چرت و پرتی در وجودش می زند بانگ منم

وسعت اندیشه اش در بند این دیوار شب

ما زخاکستر شویم آتش بر این بوم سیاه

تا زنیم سنجاق بر چشم بق بیدار شب

 

علیرضا صارمی


کلمات کلیدی: اشعار علیرضا صارمی