با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

دو شعر از هومن هویدا
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٩ 

شعر اول:

 

حاشیه های عمرم را

موش جویده است

وجوانی ام

زیراسب خرمن کوب له شد

دلم رانیز

دختری برده است

که همه ی کلاغها را

 پدرخطاب می کند

برصدرماجرایی نشسته ام

که به هرجا بینجامد

ختم به خیر شده است

دروغ ها را

ازاطرافم می پراکنم

که مثل مگس های لجوج

حوالیم را پرکرده اند

لغت نامه هارا می کاوم

ودنبال کلمه ای می گردم

که تیره ترازشب باشد

تا آنرا

درانتهای شعرم بنویسم

 

شعر دوم

چشم هایتان رابسته اید

وفکر  می کنید

برف تمام شده است

فقط به کلاغ ها

 فرصت بیان می دهید

وحدس می زنید

بافلاخن ها

جهنم خاموش می شود

ما ازجنم دیگریم

وبه جهنمی دیگرمی رویم

آنجا که آتش

گونه های ما می بوسد

وزبانه هایش برما چهره می گشاید

سرتان را بلند کنید

اراضی اطرافتان راتماشا کنید

مردم

درپشت دروازه ها تجمع کرده اند

ودردفاع از باران شعار می دهند


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا