با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

رباعی
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

احساس تو باز ، ناخودآگاه رسید

تصویر تو همپای خیال، آه رسید

دنباله ی این وضع پریشان روان

سیگار کجا بود که از راه رسید

*****

در دل همه شب بی تو خروشی برپاست

گاهی غزل و گاه رباعی آنجاست

هم وزن رباعی دل من می گرید

تصویر تو در اشک من آنگه پیداست

*****

لبخند تو را زود من از بر کردم

دزدانه، شبانه چشم خود تر کردم

از بس که دلم وسوسه گفتن داشت

احساس خود آواره ی دفتر کردم

******

شب هست و فراق تو بر آن افزوده

ور رفتن با قافیه هم بیهوده

سیگار کجا بود و من خام کجا؟

از دست تو شد محیط من آلوده

******

با ما نکند سرجدایی داری

یا با خودت احساس خدایی داری

حالا که خدایی به تنت می آید

بهر دل ما ، بگو دوایی داری؟

********

گفتی هدفت زین همه تنهایی چیست؟

تا کی تو چنین بیهده خواهی زیست

گفتم چو امیدم ز تو دادم از دست

دنبال کسی مثل تو می گردم نیست

 

احسان محبی


کلمات کلیدی: اشعار احسان محبی