با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

فواره طلا
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٦ 

در گوشه ای

فاخته ای تنها می خواند

و لپی در لپی مانده

و در بیخبری فاجعه مکیده می شود

و لپی گلگون خون و آتش است.

میدان

سنگین مجامله های دروغین است

ودختری

که مبهوت می گرید

جایی برای سجود و ستایش نیست

چه سیغی مرا از کوره ای بترساند

و خواه صاحبدلی

باغی را

به نام کوچک من قولنامه کند

که فواره ی طلا دارد و

آبشار عسل.

 

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا