با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

دوست داشتن محض
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

در دنیا

خیلی از اتفاق ها

از پیش دیده می شوند

تعجب نکن

ما مردم

دلبسته ی چیزی نمی شویم

مگر از دنیا جدایمان کند

قبول کن زندگی هم

جای خودش نیست

حتی اگر سهم ما

تلویزیونی

در ابعاد حرف هایمان باشد

حالا

وقتی لباس پوشیدنت

بیشتر دوستم دارد

وقتی بی توجه بودنت

بی شک نگاهم می کند

نه!

نه، حرفم را نمی زنم

می ترسم

نه من اندازه ی خوذم باشم

نه قلبت

هم قد حرفهایم شود

می ترسم

می ترسم بگویم دوستت دارم

دستم اما

تا ابد بلرزد.

اردوان انوشه


کلمات کلیدی: اشعار اردوان انوشه
 
تابوت
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

تو باید از این کوچه گذشته باشی

که بوی تاخیر دو ماه

مشام تقویم را پر از پشیمانی کرده است

بانو!

راستی به شرافت شعر

حس نمی کنی

که لغزش یک قلم

بر دفتر تو

سرنوشت تاریک یک جوان را شیار می کند

همه ی ارقام گذشته را

شماره ی تلفن

فکس

موبایل

کدپستی

و حتی رمز چمدانم را فراموش کردم

تا حافظه ام سراسر

پر از عکس دختری باشد

که از آسمان توقع یک ماه

و از صبح انتظار یک مشت نسیم

و از فردا

امید یک گلدان ندارد

بانو!

این دروازه ی چوبی

همچنان باز می ماند

یا تو درآیی

یا تابوت من به در برود.

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
داستان
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

گلوله، صاف بود و سنگین و روی گردنه پنجاه درجه ای؛ هر چه می کردیم سرازیر نمی شد. مهندس مدام گلوله و سطح آسفالت را وارسی می کرد و دست روی سرش می کشید. هوا گرم بود و خورشید میان آسمان خشکش زده بود. دوباره دست به کار شدیم و هر چه کردیم، آب از آب تکان نخورد. مهندس رفت لب جاده نشست، دستمالی برداشت تا عرقش را خشک کند، ولی من دیدم اشک هایش را پاک می کرد؛ حتی لحظه ای شنیدم زیر لب می گفت: "تنها قواعد فیزیک بود که به آن مشکوک نبودم . . ."

                                      

                                            محمد جواد شاکری


 
طرح پیشانی
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

بعد از هزار سگ دو زدن برای نان

شام امشبم ته گرفت

نگاه کن

طرح پیشانی ام را

خاکی

خط خطی

سیاه ...

فاضل شبانی نژاد


کلمات کلیدی: فاضل شبانی نژاد
 
کوتاه
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

در رابطه با تو من، پر از وسواسم

حتی به شب و ستاره ها حساسم

اینقدر قشنگ با همه حرف نزن

بد جور به فکر این عوام الناسم

 

احسان محبی


کلمات کلیدی: اشعار احسان محبی