با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

دو شعر از هومن هویدا
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ 

 

رباعی:

در قصه ی شب بوی جنون می آید

دیوانگی از قصه برون می آید

هر جای همین ترانه را بشکافی

تا قد تو فواره ی خون می آید

 

سپید:

 

سنگ اول

تخته سیاهی بود

که آموزگاری خپله

سی و دو حرف الفبا را بر آن کند

ودر ذهن من کتیبه شد

سنگ دوم

دختری پرت کرد

که گفتمش دوستت دارم

سرم را چر خاندم

دلم را شکست

سنگ تمام راهم

سنگ تراش خسته ی پیری

بر سینه ام خواهد گذاشت

به راستی

ما در عصر حجر زندگی می کنیم ؟


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
طرح
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ 

آسمان می خندید

که چرا کوه

زیر سایه ی ابرش گم شده است

 

غلامرضا تنها


کلمات کلیدی: اشعار غلامرضا تنها