با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

گره کور
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٩ 

بالی دهید از قفس خود رها شویم

با آسمان سبز شما آشنا شویم

ای لیله الرغایب ما وقف یادتان

کی می رسد شبی که شبیه شما شویم؟

از خنده های جبری روزانه خسته ایم

بگذار تا که همدم شب گریه ها شویم

ای جاده ای که زل زده ای بر عصای ما

از ما عصا بگیر که شاید به پا شویم

ما با درون خود گره ای کور خورده ایم

همت کنید از گره بسته وا شویم

محتاج آینه ایم و چنان روز روشن است

کی منکر حقیقت این ادعا شویم؟

ما را ضریح روی تو دیوانه کرده است

آماده ایم تا به جنون مبتلا شویم

 

آسیه رضایی


کلمات کلیدی: اشعار آسیه رضایی
 
پیغام گیر
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ آبان ۱۳۸٩ 

بیش از این

در دسترس نبودن

اصلاً

به صلاح کسی نیست

نه من، نه تو

و نه

        مخابرات.

شارژ داشته باشی یا نه

دل

اندر خم یک خط

و ایمان

هم پالس با پرسه های هفت شهر شبکه

قبض پرداخت می کند.

باور کن کسی از سر دق دلی

                               شاعر نمی شود.

گوشی را بردار

دلتنگم

 

ف اکبرزاده


کلمات کلیدی: اشعار ف اکبرزاده
 
کلوچه
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩ 

می ترسم

می ترسم بمیرم

شعرم کلوچه نشود

می ترسم شب،در گوشت من  خانه کند

و هیچ نکته ای

در زیر پوست شب ماه نشود

 می ترسم

این مردمی که با بسم الله بلند می شوند

 و با صلوات می نشینند

تابوتم

را در انتهای کوچه ی بن بست

سنگ باران کنند

خیلی وقت است

از سر و بالای حرف های بی منطقشان بالا رفته ام

و مثل خروس شبانگاهی بانگ داده ام

تا سپیده

کمی فرصت هست

من که بارم را بسته ام

و خلوت و خالی 

 در کوچه های بی سرانجام می دوم

خودتان می دانید

 تاطلوع سپیده سه منزل هست

بیا برویم

که توفان سهمگین در راه است

و زمین لرزه مهیب

از همین رشته کوه مغرور

 سر چشمه می گیرد

 

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا