با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

شعر دروغ
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

دروغ می نویسیم

تا دوستانمان

ازصداقت ما سوء استفاده نکنند

دروغ می آییم

دروغ میرویم

وحتا تیراژکتابهایمان دروغ است

درترانه ها

خودمان را

دربرابرزنی قربانی می کنیم

که شعرهای دروغ  ما را دوست دارد

آستینمان رابالا می زنیم

تا دو رکعت دروغ  بگزاریم

فردا

ازجهنمی سرد

سردرمی کنیم

و درمی یابیم

که آتش دوزخ نیز

دروغی بیش نیست

 

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
رباعی
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

احساس تو باز ، ناخودآگاه رسید

تصویر تو همپای خیال، آه رسید

دنباله ی این وضع پریشان روان

سیگار کجا بود که از راه رسید

*****

در دل همه شب بی تو خروشی برپاست

گاهی غزل و گاه رباعی آنجاست

هم وزن رباعی دل من می گرید

تصویر تو در اشک من آنگه پیداست

*****

لبخند تو را زود من از بر کردم

دزدانه، شبانه چشم خود تر کردم

از بس که دلم وسوسه گفتن داشت

احساس خود آواره ی دفتر کردم

******

شب هست و فراق تو بر آن افزوده

ور رفتن با قافیه هم بیهوده

سیگار کجا بود و من خام کجا؟

از دست تو شد محیط من آلوده

******

با ما نکند سرجدایی داری

یا با خودت احساس خدایی داری

حالا که خدایی به تنت می آید

بهر دل ما ، بگو دوایی داری؟

********

گفتی هدفت زین همه تنهایی چیست؟

تا کی تو چنین بیهده خواهی زیست

گفتم چو امیدم ز تو دادم از دست

دنبال کسی مثل تو می گردم نیست

 

احسان محبی


کلمات کلیدی: اشعار احسان محبی
 
نماز باران
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

نماز باران خواندیم

به جایش

             خون بارید

نوح کشتی اش پر بود از

                            باروت و تپانچه

اسلحه سرد موسی هم راهی به قاف نداشت

ای سلیمان

دست از سر ابلیس بردار

عداه ای در ایستگاه

                   به انتظار توپولف

                                   صف کشیده اند

 

ف اکبرزاده


کلمات کلیدی: اشعار ف اکبرزاده
 
توفان
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

برای این شعر

از زنی ایده گرفتم

که گیسوانش را هر صبح

در جریان توفان می شست

تا آب حوض کدر نشود

 

من از تنهاییم می آیم

آنجا که عقربه ها

بیهوده تر از تشنج احتضار

پرسه می زنند

تا زمان بگذرد

و چوب زمانه بر پشتشان نخورد

آنجا

 منم

با یک خودکار بیک آبی

و یک دفتر فنری

همین چیزهاست

که مرا

از شما متمایز کرده است

ونمی گذارد

به زندگی فکر کنم

من این شیوه را می پسندم

که در آخر

به نفع شعر تمام می شود.

 

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
... نمی زند
ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

دشت آرام و پرنده پر نمی زند

خانه خاموش و کس به در نمی زند

کاروان خواب مانده و از شقاوت ره

ساربان کو؟ ساز سفر نمی زند

رهرویی گم در میان غلظت شب

خسته از جان، سپیده سر نمی زند

دختر مه نوعروس حجله  ی غم

بوسه ای خوش به مرد سحر نمی زند

کره ی خاک غرقه در ضیافت خون

چرخ گردون دور قمر نمی زند

خانه ی کین نشسته در مرکب جهل

کلک نقاش نقش دگر نمی زند

دست تنها شکسته به سنگ زمان

در غم خود دگر به سر نمی زند

 

علی اکبر اسدی


کلمات کلیدی: اشعار اکبر اسدی
 
تماشا
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ 
گر چه  آرامم  مثال  موج  دریا  میکنی

 دردلم هر شب ولی آشوب بر پامیکنی

بغض غمگین غزلهای مرا گیرم که هیچ

عقده های کهنه ی دل را چرا وامیکنی؟

از چه رو ترجیع بند ناز چشمت را چنین

با خم ابروی خود درمصرعم جا میکنی؟

تا که ما قربانی تشویش دریایت شویم

گوشه ای آرام میگیری تماشا میکنی

لابه لای چشمهایم جای پایت مانده است

قامت من را چرا چون کاغذی تا میکنی؟

های نامحرم من از طرز نگاهت خوانده ام

عاشقی را بی وفا هر چندحاشا میکنی

هر چه میپوشانمت ای شاه بیت هر غزل

چون که می آیی مرا رسوای رسوا میکنی

آسیه رضایی


کلمات کلیدی: اشعار آسیه رضایی
 
باران
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

ببخشید

که مزاحم خواب وخیالتان شدم

می خواستم بگویم

باران شامگاهی

برای هرچه مضر باشد

برای شاعران بد نیست

ومن

لنگ یک تکه ابرم

که دفترم را خیس کند

و مرا

برای ساعتی

به عالم هپروت ببرد

و زآنجا

برای شما

که ابن السبیل یک ترانه ی نابید

غزلی تحفه کنم

من

به تنهایی

در نخبار زمستانی

که رعد

خواب را بر چشمم حرام کرده بود

سه ترانه زاییدم

که هر کدام

عنوان دو دفتر شدند

و حالا

چشم در راه یک ترانه ی خوب

به آسمان خیره شده ام

 

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا