با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

بر باد رفته
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩ 

می خواستم که با تو مدارا کنم نشد

این خانه را برای تو زیبا کنم نشد

می خواستم چو قاصدکی بر خلاف باد

پرواز را برای تو معنا کنم نشد

شاید شبی ستاره ی اقبال بخت خویش

در لابه لای چشم تو پیدا کنم نشد

این رنگ و روی زرد و پریشان پر ز درد

می خواستم در آینه حاشا کنم نشد

هر صبح تا طلوع تو را خوب بنگرم

دل را مثال کوه مهیا کنم نشد

هر شب چو آینه ای بنشینم در انتظار

تا روی ماه تو را تماشا کنم نشد

ای آرزوی کهنه ی بر باد رفته ام

می خواستم که با تو مدارا کنم نشد

 

آسیه رضایی


کلمات کلیدی:
 
زمستان
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩ 

تنها تو

نازکای اندوهم را خط می زنی

گفته بودی

نام مرا در کتاب مقدس دیده ای

درست است ترانه ساحت مقدسی دارد

تنها قدسیان عرش

نو سروده های حافظ را خوانده اند

ورنه ما هیچ نمی دانیم

که پس از هزار و اندی سال

بر فردوسی چه گذشته است

خودت را بپا

زمستان است

و سرماخوردگی

پا به پای  اوقات تنگ تو می آید

و یک تب ساده

کافی است

ترا که آلیاژی از ترانه و توصیفی

برای مدت نامعلومی

زمین گیر کند.

 

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا