با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

دروازه
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٩ 

تو صبر کن

تا پدر

از دروازه ی آخر عبور کند

حالا

در ازدحام سوت و کف گم شده ای

و در صدق وکذب آن مانده ای

عیبی ندارد

تو این راه را برو

دنیا به آخر نمی رسد

مردمی که باید باشند هستند

من تو و عباس صفاری

فردا را

در پنجوله هایمان شکل میدهیم

و دست سیدعلی صالحی را هم میگیریم

تا از او استمداد کنیم

آینده درحنجره ی تو

وپنجه های ماست

حتا اگر نتوانیم

خوب است

دستهایمان را گرم کنیم

و این خون منجمد را

زیر بغل بگیریم

تا گرم شود

وعروق از کار افتاده این مرده را

به راه بیندازد.

شریف زاده


کلمات کلیدی:
 
شب
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٩ 

شب

روی کاشی حیاط می غلتد

از من

          و تو

                   عبور می کند

دستی بر گلوی شب بو می گذارد

و از دیوار همسایه

                       بالا می رود

 

             صارمی


کلمات کلیدی: اشعار علیرضا صارمی