با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

طرح
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸ 

یک چشم به پیش

یک چشم به پس

تو را میان بود و نبود

                   نقاشی می کنم

 

صارمی


کلمات کلیدی: اشعار علیرضا صارمی
 
رباعی
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸ 

تمام خانه غرق سوگواری شد

و حتی این قفس هم بی قناری شد

برایم زندگی در بیشه ی تردید

مثال حلقه ی دار سیاهی شد

####

دیگر تمام خوب و بدت را شناختم

جز خوب هیچ نبودی و باختم

اکنون گره گره به تو تقدیم می شوم

دنباله ی طناب امیدی که بافتم

###

هر لحظه برای تو سرودن زیباست

پر را به وصال تو گشودن زیباست

فهمیدی که مفهوم دل گوهر چیست؟

یعنی همیشه با تو بودن زیباست

###

من ار تو سلام دگری خواسته بودم

یا اینکه سرتازه تری خواسته بودم

جانم تو بگو گناه من چیست که یک دل

در دام تو افتاده تری خواسته بودم

###

همت کن و این حصارها را بشکن

 

در بازی ما قمارها را بشکن

دست از سر ریلهای غصه بردار

یکدفعه بیا قطارها را بشکن

آسیه رضایی


کلمات کلیدی: اشعار آسیه رضایی
 
عبور
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸۸ 

از گلوگاهی

تنگ و تاریک

                برآمدیم

تا گریه ای رها

و آمدن

           جیغ ممتد

و خنده هایی

   اشهد ان لا اله...

                       اشهد و ان...

چشمانی می خندند

              دست افشان

                            پای کوبان

زار می زدی

               زار

 دنیا

بزرگ شدی

هبل

لات و عزی

                قد کشیده بودند

تا پادشاه آسمان ها

حالا دیگر

کسی نه از غبار خیال آلود آب و

وسوسه اینهمه ریختن می پرسد

که بوی خون چشمانت را

به پای بوس اینهمه شکوفه می فرستد

 

غلامرضا تنها


کلمات کلیدی: اشعار غلامرضا تنها
 
حساب و کتاب
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸ 

کنون که قحطی شرب شراب است

چه حالی خوشدل از حال خراب است

ز بسکه قصه کردند دود و دوزخ

جنین نه شبه فکر حساب است

همین که چهره ی شبی را کشیدی

تفاوت چه؟ که عذب است یا عذاب است

تفنگ ما قلمدانی ست چوبی

سپر در خاکریز ما کتاب است

در این کوهی که صوت، بی انعکاسی ست

نشستن صم بکم عین صواب است

مرا پرسش همه از ماوراء بود

ترا از خاک و خاکستر جواب است

میان مرگ و جنگ و فتنه و دود

گرفتار و اسیر انتخاب است

کنون از ظلمت و از جهل بنیوش

که ماه دانش ما در نقاب است

هومن هویدا

 


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
صبحانه
ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸ 

بی حرف

بی سلام

تاریخ:

            به ساعت نه و سی دقیقه از لابه لای سال

تشک پهن است

قاشق در جایش دراز کشیده است

هیچ

         خوابی

                     جابجا نمی شود

زمستان است

                   

                  آری

 

           امروز هم صبحانه آش و سبزی ست

 

مهدی شبانی نژاد


 
رباعی
ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸ 

بی روی تو عشق در دلم می میرد

جز مهر تو مهر دیگری نپذیرد

چون طفل که شیر مادر از او گیرند

دائم دل من بهانه ات می گیرد

 ****

سالیست تماشاگه من دیوار است

بر سینه ی من هزار غم آوار است

هرچند که باغ داغدار است ولی

داند که دوباره ریشه ای در کار است

 ****

من چشم به چشم ساعت دیوارم

تا کی برسد کنار من دلدارم

من محو تماشای قد عقربه ها

جز حسرت و آه هیچ نبود کارم

**** 

هر روز به انتظار روز دگرم

تا که بیایی و نهی پا به سرم

چندان دل و جانم به تو مشغول شده

آنگونه که از وجود خود بی خبرم

 

غلامرضا دبستانی


 
نشانه
ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ 

انگشتهایمان حلقه در نشانه هایمان

 چه رابطه تنگاتنگی دارد

  تسبیح این مهره های صیقل خورده با انگشتهای ظریف کافر

 با انگشتهای مسلمان

 مرا ببخش ای کافر

 میدانم واژه واژه سنگینیست

 اشتباهی در مکان جغرافیایی صورت گرفته است

 تقصیر را از گردنم بردار

 از نطفه گیم گوشهایم رابلند کردندوحلقه

کرده اند

 که همه کافرندوناقص جز...

 آخرروی گفتنم نیست

 وزبان ایستاده تا لکنتها را بیافریند

 ای کاملترین؟ای مسلمان؟؟؟

 حتی تسبیحهایتان راهم کافرها میسازند؟؟؟

 شایداینجاچون نیازهست حرام نیست؟

 گوشهایمان را کرکرده ایم وچشمهایمان را کور

 انگار دریای نادانیمان راهی به ساحل ندارد

 کافر؟

 ما یا او؟

 کدام کافرتریم؟

 راستش را بگو

 مرشد!دروغ بس است

دیگرصدای زنها هم درآمده ست...

آسیه رضایی


کلمات کلیدی: اشعار آسیه رضایی