با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

مرثیه ای به یاد سیروس
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳ 

من با یک عالمه نبودنت

من با یک عمر ندیدنت

                            و نشنیدن خنده هایت

بر سر کلاس جبر می نشینم

                                    و خوب می دانم

انشتین هم

               با همه ی علمش

این معادله ی مجهول را حل نمی کند.

خلیل ظهرابی


کلمات کلیدی: اشعار خلیل ظهرابی
 
رباعی
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳ 

برای سیروس که جاده او را با خود برداشت و رفت.

سیروس حضور سبزت افسوس نبود

رویای پریدن تو کابوس نبود

اطراف جنازه ات نگاهی کردم

یک پنجره ماه بود و سیروس نبود.

****

سرد است و کمی بوی تگرگ می آید

از سمت خزان دامن برگ می آید

ای یاس! چراغ زندگی روشن کن

گویا که صدای پای مرگ می آید.

****

یک جرعه آفتاب در چشم تو بود

یک ماه تمام و آب در چشم تو بود

مرگ و تو و من بگو مگو می کردیم

اما سگ زنده یاب در چشم تو بود.

****

موج غم تو کشتی و لنگر را برد

هم حوصله و قرار مادر را برد

او گفت برو، کلاه او قاضی کن

نامرد کلاه نبرد و سر را برد.

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
قانون جاذبه
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ خرداد ۱۳٩۳ 

مردم چرا به این دنیا پی نمی برید؟

من گفنم و چه سود! شما پی نمی برید

فریاد زد فروغ " تنها صداست که..

می ماند" و شما به صدا پی نمی برید

اینجا کنار دست من ایجاست جفت من

اشکال از کجاست که به ما پی نمی برید؟

انکار می کنید حضوری مدام را

هرگز! به عمق رابطه ها پی نمی برید

قانون سخت جاذبه را خوب از برید

دیگر ولی به راز بقا پی نمی برید

دیوانه ام؟ قبول و حق نیز با شماست

ما را رها کنید شما پی نمی برید

 

احسان محبی

 


کلمات کلیدی: اشعار احسان محبی
 
در سوگ
ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ خرداد ۱۳٩۳ 

نه!

من ندیده ام

کسی بخندد اما

لباس سفر پوشیده باشد.

عزیزم

به ما حق بده

شکسته باشیم

شرمنده باشیم

و شب حتی خوابمان

دنبال معجزه ی عیسی بگردد.

شک نکن

دنیا باید کوچک تر از عکس های تو باشد

وقتی خدا حتی

از دوست داشتنت

نمی تواند بگذرد

یا مردم و شهر

سیاه تر از لباس شان هستند

وقتی تو

می خندی و نیستی

 

عزیزم

من حتم دارم

حتم دارم

لبخندت در خواب امروز

قول تلفن سه شنبه بود

که قرار شنبه مان

حادثه جمعه

نیامده

برداشت و برد.

 

سیروس جان به ما حق بده

حق بده

بلرزیم

بترسیم

و فکر کنیم زندگی

سفری ست ناگزیراما

پر از چمدان و لباس

 

راستی بی انصاف

حداقل

بیا مادرت را بیدار کن

بگو نمرده ای و هنوز

چهره ات خندان است.

 

اردوان انوشه   


کلمات کلیدی: اشعار اردوان انوشه
 
دوست داشتن محض
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

در دنیا

خیلی از اتفاق ها

از پیش دیده می شوند

تعجب نکن

ما مردم

دلبسته ی چیزی نمی شویم

مگر از دنیا جدایمان کند

قبول کن زندگی هم

جای خودش نیست

حتی اگر سهم ما

تلویزیونی

در ابعاد حرف هایمان باشد

حالا

وقتی لباس پوشیدنت

بیشتر دوستم دارد

وقتی بی توجه بودنت

بی شک نگاهم می کند

نه!

نه، حرفم را نمی زنم

می ترسم

نه من اندازه ی خوذم باشم

نه قلبت

هم قد حرفهایم شود

می ترسم

می ترسم بگویم دوستت دارم

دستم اما

تا ابد بلرزد.

اردوان انوشه


کلمات کلیدی: اشعار اردوان انوشه
 
تابوت
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

تو باید از این کوچه گذشته باشی

که بوی تاخیر دو ماه

مشام تقویم را پر از پشیمانی کرده است

بانو!

راستی به شرافت شعر

حس نمی کنی

که لغزش یک قلم

بر دفتر تو

سرنوشت تاریک یک جوان را شیار می کند

همه ی ارقام گذشته را

شماره ی تلفن

فکس

موبایل

کدپستی

و حتی رمز چمدانم را فراموش کردم

تا حافظه ام سراسر

پر از عکس دختری باشد

که از آسمان توقع یک ماه

و از صبح انتظار یک مشت نسیم

و از فردا

امید یک گلدان ندارد

بانو!

این دروازه ی چوبی

همچنان باز می ماند

یا تو درآیی

یا تابوت من به در برود.

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
داستان
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

گلوله، صاف بود و سنگین و روی گردنه پنجاه درجه ای؛ هر چه می کردیم سرازیر نمی شد. مهندس مدام گلوله و سطح آسفالت را وارسی می کرد و دست روی سرش می کشید. هوا گرم بود و خورشید میان آسمان خشکش زده بود. دوباره دست به کار شدیم و هر چه کردیم، آب از آب تکان نخورد. مهندس رفت لب جاده نشست، دستمالی برداشت تا عرقش را خشک کند، ولی من دیدم اشک هایش را پاک می کرد؛ حتی لحظه ای شنیدم زیر لب می گفت: "تنها قواعد فیزیک بود که به آن مشکوک نبودم . . ."

                                      

                                            محمد جواد شاکری


 
طرح پیشانی
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

بعد از هزار سگ دو زدن برای نان

شام امشبم ته گرفت

نگاه کن

طرح پیشانی ام را

خاکی

خط خطی

سیاه ...

فاضل شبانی نژاد


کلمات کلیدی: فاضل شبانی نژاد
 
کوتاه
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ 

در رابطه با تو من، پر از وسواسم

حتی به شب و ستاره ها حساسم

اینقدر قشنگ با همه حرف نزن

بد جور به فکر این عوام الناسم

 

احسان محبی


کلمات کلیدی: اشعار احسان محبی
 
کوتاه
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ 

:..

:...؟

:...!

اگر تمام نقطه چین ها هم پر کنی

باز جهان

امتداد راهی ست که آمده ایم.

 

قابل توجه دوستان:

سایت اردوان انوشه با نام فصلنامه ادبی پریز به آدرس http://www.s-preez.com راه اندازی شد.

 


کلمات کلیدی: اشعار اردوان انوشه