با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

داستان
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳ 

داستان اول:

گفت : بگو سیب
گفتم : سیب
گفت : اینجور نه ؛ دوباره بگو
دوباره گفتم.
" اینجا با سیب هم کسی نمی خندد ! "
این را گفت و دوربینش را انداخت و رفت .

داستان دوم

ــ در تاریکی دست ها بهتر از چشم ها کار می کنند .
ــ دستت را اگر دستبند زده باشند چه ؟

داستان سوم

انگشت اشاره ام را کف اتاق گذاشته ام و دور خودم می چرخم . من زمینم . لامپ بالای سرم خورشید ؛ مهتابی ، ماه ؛ اتاقم عالم هستی است . چه فرقی می کند ؛ دستی روی کلید برق برود یا نرود ؛ نور باشد ، نورانی تر بشود یا نشود ــ من عرق سوز شده ام . . .

محمد جواد شاکری


 
طرح
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳ 

پنجره ای که چشم اندازش

                              نو نباشی

دیوار است.

 

خلیل ظهرابی


کلمات کلیدی: اشعار خلیل ظهرابی
 
در سوگ
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳ 

سنگ آب ها

نوید سیلاب می دادند

آسمان خشکید

باد ابرها را برد

نخلستان شاعر شد.

بر ورق پاره ای

بر دوش باد

نوشته بود

به اره ها و تبرها بگویید

قبل از آمدن شما

شاهانی خشکید.

 

ابراهیم خسروی


کلمات کلیدی: اشعار ابراهیم خسروی
 
داستانک
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢ 

داستانک اول

ــ هوا که سرد باشد ، خودکار نمی نویسد ؛ باید ها کنی
ــ تو فقط آه می کشی !
ــ نگفتم آه ، گفتم ها
ــ چه فرقی میکند ؛ خودکار تو مشکی است.

 

داستانک دوم

بچه از همان بدو تولد قوز داشت . پدرش نصیحتم می کرد : زنت که خواست بزاید ، همه کتاب های اتاق را بیرون بریز ؛ همه حرف ها و حدیث ها را ، همه افکار منتشر در اتاق را . کوله بارش که سبک باشد ، بچه خودش راهش را پیدا می کند .

 

داستانک سوم

وضعیت رقت انگیزی بود . دستانم را نوک انگشت پاها رساندم . گرد شدم . به مادرم گفتم شوتم کن . زد . الان میان زمین و آسمان ، میان زندگی و مرگ معلقم.

 

محمد جواد شاکری

 


 
غارت
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢ 

شعر چشمان تو دیوان مرا غارت کرد
دل متروکه و ویران مرا غارت کرد
شور ترسایی عشق تو مرا داد به باد
آمد و یک شبه ایمان مرا غارت کرد
دشت آماده ی فتح است دلم جنگ چرا؟!
رخش دستان تو توران مرا غارت کرد
سعد سلمان خیال تو به حکم اندوه
شعر تنهایی زندان مرا غارت کرد
من که مستعمره ی چشم توام باور کن
که هجوم نگهت جان مرا غارت کرد
وقت آن است بگویم نفست گرم و مدید
تو بهاری که زمستان مرا غارت کرد

آسیه رضایی


کلمات کلیدی: اشعار آسیه رضایی
 
دوران طلایی
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢ 

به عقب برگشته ام

به چهل سال پیش

فلز یاب را برداشته ام

و دوران طلایی عمرم را جستجو می کنم

هر جای شناسنامه ام می گذارم

جیغ می زند

داد می کشد

شیون می کند.

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
باد
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢ 

قیس از شوق لیلا مجنون می شود

من از رقص شاعرانه ی گلهای روسریت ...

و شهر از تقسیم میدان التحریر

عجیب نیست

وقتی باد می آید

روسریت قالی سلیمان می شود

تپش قلبم گل می کند

نفسم به شماره می افتد

و میدان شهر پر از گلهای کاغذی می شود.

 

علیرضا صارمی


کلمات کلیدی: اشعار علیرضا صارمی
 
پارادوکس
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ دی ۱۳٩٢ 

دروغ داروغه را

باور مکن

کنیزک!

گزمه ها که رفتند

پاسبان ها که خوابیدند

کوچه امن امن است.

 

ابراهیم خسروی


کلمات کلیدی: اشعار ابراهیم خسروی
 
کپی برابر اصل
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ دی ۱۳٩٢ 

از خانه در می زنم

هر آدمی

به هیات خودش ظاهر می شود

هیچ کس

برای هیچ کس مرجع نیست

من موهایم را شبیه چاپلین شانه نمی کنم

به آداب سارتر ملحد نیستم

آدم ها

شبیه خودشان از خانه بیرون می زنند

در کوچه می گردند

و شب مثل کپی برابر اصل

به خانه بازمی گردند.

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
معرفی
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ دی ۱۳٩٢ 

جنگ آمده است خانه ام را ببرد
از زیر سر تو شانه ام را ببرد

بانوی من ای بهانه زندگی ام!
جنگ آمده تا بهانه ام را ببرد.

رضا طبیب زاده

 

برای خوانش شعرهای ایشان می توانید به وبلاگ http://vaqti.blogfa.com مراجعه نمایید.

 

 


کلمات کلیدی: