با شاعران زرین دشت

وبلاگ رسمی انجمن ادبی آدینه

گلایه و باران
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ 

در بقچه ات گلایه و باران گذاشتی

رفتی دوباره سر به بیابان گذاشتی

دیدم نوشته ای تو که دوستت نداشتم

آن را کناره پنجره آسان گذاشتی!

خواندم ولی دوباره به شوخی گرفتمش

تو شوخی مرا سرهذیان گذاشتی

گفتی که توبه می کنم از رسم عاشقی

در راه دل هزار نگهبان گذاشتی

تو گفته ای هر آنچه بشاید گلایه نیست

این هم بگو برای من از جان گذاشتی!؟

چون مادر فقیر که فرزند خویش را

بی سرپناه کنار در خان گذاشتی

گفتی کلید سهم خودت را کنار حوض

زیر درخت، داخل گلدان گذاشتی

ناز تو را به نرخ دلم می خرم، بیا

دیگر نگو که قیمت ارزان گذاشتی!

من منتظر به راه توام پشت پنجره

برگرد اگر سر به بیایان گذاشتی

آسیه رضایی


کلمات کلیدی: اشعار آسیه رضایی
 
به یاد دوست
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱ 

با یاد دوست و همکار از دست رفته ام انوشه یاد مرحوم مرتضی دیانت

 

رفت آنچنان که آب چشم دیدنش نداشت

در سایه ،آفتاب چشم دیدنش نداشت

 

عمرش که از حساب نگذشته بود و رفت

اما کتاب حساب چشم دیدنش نداشت

 

اسمش که ورد زبان ستاره بود و هست

یک کور لاکتاب چشم دیدنش نداشت

 

او را بدون دردسر به باغ می برند

زیرا فرشته ی عذاب چشم دیدنش نداشت

 

توفان و ابر وباد به گردش نمی رسند

باران بی حباب چشم دیدنش نداشت

هومن هویدا


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
هومن هویدا
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ بهمن ۱۳٩۱ 

ششمین کتاب هومن هویدا (مجید شریف زاده) وارد بازار شد.

روزانه های خنده دار یک مرد

ناشر: روزگار

تعداد صفحه:224

قیمت روی جلد: 9500 تومان

   به پاس همراهی و همدلی شما همشهریان عزیز این کتاب با قیمت 6000 تومان (صرفاً برای اهالی شهرستان زرین دشت) عرضه می گردد.

مکان تهیه: حاجی آباد - خیابان امام - روبه روی بانک سپه - کتابفروشی حافظ

تلفن: 7223887

سایر آثار منتشر شده شاعر:

گور و گهواره - روزنه ی صفر - خورشید و باغچه ای از تیغ - بر دفترم از آفتاب شب چکه می کند - عطر ریخته

لازم به ذکر است شاعر دو اثر دیگر به نام های بوی کافور می دهد این سیب و سکوت می پرد وسط حنجره ام  در دست چاپ دارد.

نمونه شعری از این دفتر:

دوباره

دسته گلی آب داده ای

که پشت پنجره کز کرده ای

تا نه مادرت دریابد

نه زن صاحب خانه ات

تو برو

حواس مرا

به سمت این پیاده رو خلوت پرت نکن

طبق قرار قبلی ام با کلمات

می خواهم شعری بنویسم

که هم ناشرش بپسندد

هم خواننده

از خرید نیم روزی اش پشیمان نشود

شب به شهر آمده است

و خواب در چشم من

مثل زنبور خسته ای وزوز می کند

ولی من

دلم نمی آید

شعری که با تو شروع شده را

ناتمام بگذارم

روی ماه تو را می بوسم

فردا

ضلع شرقی عالی قاپو

ترا با بقچه ای از خنده و خاطره می بینم


کلمات کلیدی: اشعار هومن هویدا
 
رباعی
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱ 

من خشت و کلوخ بم، اما تو...

یک ساغر پر ز غم، اما تو...

من تلخ و کدر، سراپا خسته

خاشاک اسیر یم، اما تو...

****

در کوچه صدای پای شب می آید

با آتش خشم میر غضب می آید

این جیم جنم که حلقه شد در دستم

از آتش آه بولهب می آید

****

با بار کجی فتاده در بستر عمر

پیچیده چو خفتکی بر او چمبر عمر

هربرگ که می خورد ورق دفتر او

هی گریه و هی مچاله این دفتر عمر

 

علیرضا صارمی


کلمات کلیدی: اشعار علیرضا صارمی
 
رباعی
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱ 

کاش می شد سرنوشت از سر نوشت

اندکی تاریخ را بهتر نوشت

پشت بام خانه ها را ماه کاشت

داستان را گونه ای دیگر نوشت

****

بی تو دنیا به سرم آوار است

سهم من از تو فقط آزار است

بس کن آزار دگر کز کارت

قلب کم طاقت من کم کار است

****

کار ما از گریه بالاتر گرفت

جای آجر بر سر ما خورد خشت

هر که را گفتیم حال خویش گفت

سرنوشت است سرنوشت است سرنوشت

 

شبانی نژاد


 
تا اطلاع ثانوی
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ دی ۱۳٩۱ 

پای تلویزیونم

گوشهایم اما

                 با توست

ببین فرض کن

من هم دوستت دارم و نگاه غم زده ات را 

با هیچ دنیایی از کهکشان راه شیری

                                     عوض نخواهم کرد

فقط به من بگو؟

این مرگ و میرهای روزی هزار بار

کجای این گرانی را خواهد گرفت؟

عزیزم

اقتصاد

             مقاومتی ست

امشب

می خواهم فقط یک بار دوستت داشته باشم

و تا اطلاع ثانوی

یک بار برایت 

                  بمیرم.

ف اکبرزاده


کلمات کلیدی: اشعار ف اکبرزاده
 
حیرانی
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ دی ۱۳٩۱ 

ساده می شکند

آسمان شیشه ای

و خون می چکد

                         چکاچک

دستان آویزان کودکانه ای

خانه را

پرنده ای شوم

ویران کرد

تا علم ی شود

آویزان بر قیافه مفلوک

                              آدمی

خون چکان اندام نحیف درنای

                                عرب میانماری

از مادری وکیل در حبس

**

ساده می شکند

عقل نحیف آدمی

که انسان کجای این انسان

                               نشسته است

 

غلامرضا تنها


کلمات کلیدی: اشعار غلامرضا تنها
 
رباعی
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ دی ۱۳٩۱ 

دارم به دل آرزو که سیرت بینم

در دام محبتم اسیرت بینم

بشتاب درآمدن، که ناکرده خدای

مانند غلام پیر پیرت بینم

 

غلام سلیمانی


کلمات کلیدی: اشعار غلام سلیمانی
 
فاصله
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱ 

می ترسم

از فاصله ای می ترسم

که خودش را می اندازد

بین عمری که در راه است

و آرزویی که اکنون دارم.

 

اردوان انوشه


کلمات کلیدی: اشعار اردوان انوشه
 
خلاصه در تو
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ آذر ۱۳٩۱ 

از نخستین نبض آفتاب

در تو ذوب می شوم

پلک می زنم

می خندم

بی هیچ اندیشه از تسلیمه ی بهشت!

راه می روم

می رقصم...

خلاصه میگردم

تا شب اشاره می زاید!

سرشار از تو

سرریز می شوم

می بوسم

دست می کشم

آه

آرام در تلاطم چشمهایت غرق می شوم

می میرم!

 

مهدی شبانی نژاد